X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 26 تیر‌ماه سال 1387

خط مشی جد و در جدم تا کنون و بعد من.
پدر جلوه ی سر سخت کوهی استوار بر پهن گسترده ی سرد خاک. به بلندای هزاران قرن از اعماق دلم تا بیکران نادیده های آسمان هفتم خلقت.افسوس قدرش ندانستیم و اینک برفت از کف! او نبود من هم نبودم تا کنون. او که رفت من را نیز برد با خود تا کجاهایی که سرمای زمین در گور در بر می گیرد تنم را. او اینک مدتهاست میهمان خاک است و من سر بر خاک عریانی غرق در وحشت ز طوفانهایی که در راه است و هیچش جلودار نمی باشد. تکیه گاه محکم من برخیز. هر چه بار و برم بود طوفان برد با خود. اینک چون درخت عریانی بی ریشه افتاده در گودال تنهایی لرزان و ترسان از همه نامردی و سایه های سرد شب می ترسم و می گریم هر شب؛ در ظلمت نورانی تنهائی ام. پیچش شاخه های بشکسته ام در هم حاکی از دیوانگی دارد. به سان مردمی که آواره و حیران به این سو و آنسو میدوند گریان، من نیز دیوانه و مست و پریشان غرق و مبهوت در این دالان وحشی می دوم به سوی نا کجاهایی که اینان غربتش نامیده اند. نه همصدائیست نه همدلیست و نه هم رنگیست شبیه با من. پدر برخیز بشنو پدر برخیز و بنگر اینان میزنند سنگ مرا. این بی شرفان از خود بی خبر شاخه های ضعیفم را شکستند این از خدا بی خبران روح مرا تیره کردند. تو کجائی که در آغوش گرم و امن و سپید دلت آرام گیرم؟ پدرم ای در میان گرگ سیرتان پناه و آرام جان و قلبم . چون تو کوه استواری از کجا یابم که بر آن تکیه بردارم به آرامش؟ بی خیال از زخم های روزگار و تنشهای مسموم و مهیب سوزان آتش در روزگار سخت ما. پدر شانه هایت را کم دارم برای گریستن، نگاهت را برای نگریستن خود در آن و گامهای استوارت را برای آموختن ایستادن بر روی خارهای برنده ی دوران. پدر جای تازیانه بر تنم سوزشی دارد که جانم می ستاند. دستهایت کو که مرحم کنم بر زخم های کهنه ی قلبم. پدر صدای مهربانت لالایی شبهای تار و وحشت من بود. پدر این فضای دلگیر برایم سخت گشته ست. ببر سوی خود با خود مرا. کجا؟ هر جا که پیش آید! کجا؟ آنجا که عصا از کور نمی دزدند و هر چیز که میبینی هز خواب سبز خدا نیز سبز تر است. ولیکن من دلم اینجاست. دلم بسته به تار زلف مشکین موی نامردی که دلم بازی می کند ولیکن دوستش دارم آنچنان که گویی نفس با او می کشم ای جان پدر.پدر سخن بسیار است و این راه ناهموار پر پیچ خم تاریخ عمرم طولانی. بس دلم تنگ است برای با تو بودن پدر. بخواب ای آرام جانم بر بستر خاموش خود ای جان. بخواب و هرگز بر نخیز که اینجا در این قرن دیوانه جای تو نیست. بخواب و آرام باش. بخواب تا قلب کوچک پسرت برایت می تپد آرام. خدایت بیامرزد. دوستت دارم ای پدر...

 

 فرارسیدن  ولایت  امام علی  ( ع) و روز پدر رو به تمامی   پدران جهان تبریک می گویم و امیدوارم که  همشون در سلامتی کامل  و تن درستی باشند

    درست  ۱سال پیش برای  پدر  عزیزم  یه  دستگاه فکس  هدیه دادم  ولی امسال  پدرم   دیگه این دنیا نیست که بتونم  براش هدیه بدم  ولی از  این رو که  شنیدم  برای  مرده  صلوات  می فرستند  منم می خوام از این راه دور  ۱۰۰۰ صلوات به روح پدر نازنینم  بفرستم

 و از  ته دل می خوام که  تمامی پدر ها رو برای فرزندانشون    نگهداره

خوب  امیدوارم که روز پدر براتون خوش بگذره بچه ها

 

با تشکر : سنسی ابراهیمی

نوشته شده توسط محمد | چاپ | نظرات 16



iran ninjutsu and frank furd

تعداد حضور همرزمان : 37369



powered by blogsky.com